چهارمین سال زلزله ورزقان ( شب هفتم )

varzaghan

4 سال گذشت؛
زمین لرزه ای که چند صد روستای آذربایجان شرقی محدود هریس ورزقان و سرند را لرزاند و مردم ما را سیاه پوش کرد.
نهاد نوپایی به نام فرزندان ایران زمین که چند سالی بود تئوری، اساسنامه، مدیریت، فعالیت و چهارچوب هایش تعیین و با گروهی از جوانان خوش ذوق و دغدغه دار اجتماعی مدنی چیده شده بود، در این میان زاده شد تا یاری رسان باشد…
کاش همیشه زلزله می آمد! این جمله بسیار تلخی بود که بارها از زبان آسیب دیدگانی که به ایشان رسیدگی می شد، می شنیدیم.
تعداد دقیق روستاهایی که برنامه ریزی کردیم تا رسیدگی شود حدود 90 بود، و ده پانزده روستا هم بودند که اینقدر شرایط نامناسبی داشتند که با وجودی که زمین لرزه به آنجا آسیبی نرسانده بود ولی ترجیح می دادیم جزو آمار اهدای اجناس و خوراک و پوشاک و… محاسبه شان کنیم.
هرچه زمان بیشتر می گذشت با ارتباط خوب بومیان می توانستیم حتی از خدماتی که این بار ایشان به ما می توانستند بدهند بهره ببریم، یکیشان نیسان های محلی بودند که یا به رایگان یا با قیمت های بسیار پایین که شاید حتی سوخت ایشان هم نبود حاضر به همکاری با ما شدند و تمرکز نیروهای انسانی ما بیشتر بر منابع تغذیه که از آینالو تا سرند در چند باغ و سوله اجناس بصورت سیستماتیک شکل گرفته شده بود، می رسید و ذخیره و دپو می شد.
گوشه چشمی از پایان نخستین هفته داشتیم بر این که با گذشت زمان این شرایط بد روستاییان همچنان همینگونه خواهد ماند ولی این تیتر زلزله از اخبار پایین خواهد آمد و شوق و شور مردم کم و به نسبت چند دهم کمک ها بشدت کم،پس از هفته دوم آغاز کردیم به انبارسازی ها برای چند ماهه آینده.
• اجناس عکس از اصفهان رسیده بود و عکس پایین سمت راست آقای مصطفایی آموزگاری که تمام زندگی اش در همان تراکتور خلاصه می شد…!
یادمان نرود افرادی که تاریخ را نمی دانند مجبور به تکرار تمامی آن هستند!
پایان مرور شب هفتماز زمین لرزه ورزقان 27 امرداد ماه 1391 ( در همین راستا با ما در چند شب آینده همراه باشید )

برچسب ها

پست های مرتبط ...

0 دیدگاه در “چهارمین سال زلزله ورزقان ( شب هفتم )”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه های اجتماعی

حامیان ما