چهارمین سال زلزله ورزقان ( مرور پایانی )

varzaghan4 سال گذشت؛
زمین لرزه ای که چند صد روستای آذربایجان شرقی محدود هریس ورزقان و سرند را لرزاند و مردم ما را سیاه پوش کرد.
نهاد نوپایی به نام فرزندان ایران زمین که چند سالی بود تئوری، اساسنامه، مدیریت، فعالیت و چهارچوب هایش تعیین و با گروهی از جوانان خوش ذوق و دغدغه دار اجتماعی مدنی چیده شده بود، در این میان زاده شد تا یاری رسان باشد…
می توان گفت کاروان شب چله 1391 اعزامی ما که بزرگترین حجم از تخلیه اجناس و ارایه آنها به روستاییان بود به استعداد 11 کامیونت که از مرکزیت تهران و با خریدهای بسیار زیاد از میوه و خوراکی های زمستانی تا پوشاک و مواد بهداشتی تا بخاری و حتی تعداد بسیاری از کتاب های داستان های شاهنامه بین کودکان و نوجوانان، همراه بود.
سی روستا در4 روز پایانی آذر و آغازین دی ماه پوشش دهی شد و گه گاه که به برخی روستاها دیرهنگام می رسیدیم برخی از ایشان با بغض باورشان نمی شد که در این سرمای سوزناک و برف شدید که راه ها و حتی آفرود و نیسان هم کم می آوردند هنوز مردم به فکر آسیب دیدگان هستند.
کاملا تغییر رفتار برخی از بومیان و روستاییان دیده میشد و اینهمه خوش برخوردی بخاطر شکستن عینک بدبینی برخی ها بود که در آغاز یاری رسانی ها به نیت و هدف ما شک داشتند و به زبان اعتراف خودشان می گفتند با حجم جک هایی که دیگران برایشان می سازند فکرش سخت است که همان مردمان بدون چشم داشت و کوچکترین سودی حاضر به ماه ها یاری هستند…
واپسین کاروان اعزامی خلوت ما هم 28 اسفند ماه 1391 که با همکاری و یاری نهاد موسیقایی (زروان) بود برخی از مایحتاج شب نوروز چند روستای ورزقان را برعهده گرفت.
امشب در واپسین روزهای امرداد ماه و نخستین روزهای شهریور ماه مصادف با فوت کردن شمع 4 از زادروز و پیدایش نهاد فرزندان ایران زمین؛
امیدواریم در این 13 پست پیاپی هم به یاد سیصد هم میهن از دست رفته (از ضایعه ای که می توانست هرگز چنین تعداد، کشته نداشته باشد) بوده باشیم و هم نکته ها و مسایلی که در شرایط بحرانی که می تواند برای تک تک ما روی دهد را بیان کرده باشیم و هم سپاسگزار باشیم
از تک تک حامیان و پشتیبانانی که چه به صورت فیزیکی و نیروی انسانی و چه با اهدای اجناس یا کمک های مالی ما را برداشتن گام زیبایی از همراهی مردم ایران زمین با هم کمک کردند.
تاکید و یادآوری همیشگی ما این است:
پیش از تصمیم گرفتن، عزم جزم کردن و راه افتادن، فکر کنیم، بیاندیشیم و برنامه ریزی کنیم و بسیار بسیار مهم از دیگران انتقال تجربه داشته باشیم که می شود همان جمله :
یادمان نرود افرادی که تاریخ را نمی دانند مجبور به تکرار تمامی آن هستند!
پایان پست های سیزده گانه از مرور زمین لرزه مرداد ماه 1391 خیامی.

برچسب ها

پست های مرتبط ...

0 دیدگاه در “چهارمین سال زلزله ورزقان ( مرور پایانی )”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شبکه های اجتماعی

حامیان ما